مايلز همسرش "ميسي" را از دست داده است. رانندهاي پس از برخورد با او فرار كرده است. مايلز در غم از دست دادن او روزگار را ميگذراند و توجه چنداني به "جانا" پسرش ندارد. او به دنبال قاتل همسرش است تا وي را به عدالت بسپارد. سارا معلم جوان و زيباي با مايلز آشنا ميشود و اين آشنايي به عشق ميانجامد، ولي تقدير چيز ديگري ميخواهد.
داستاني ساده بيآلايش و پراحساس همراه با يك معما. جنبه اي از كتاب كه قابل توجه به نظر ميرسد اطلاعاتي است كه در طول داستان در بخشهاي جداگانه به صورت حروف برجسته از راننده فراري به دست ميآوريم و از احساسش مطلع ميشويم. اگر خواهان داستاني عاشقانه همراه با چاشني اشك و لبخند هستيد با اين كتاب به هدفتان ميرسيد.
پشت جلد
قصه پرشور زن و مردي كه رازي خانمانبرانداز عشقشان را تهديد ميكرد.
روزي كه همسر مايلز ريان در سانحهاي جان خود را از دست داد به ظاهر زندگي مايلز نيز پايان يافت.
او در مقام مأمور قانون نه تنها عزادار مرگ همسرش بود، بلكه آرزوي دستگيري راننده ناشناس را نيز در سر ميپروراند. تا اينكه با معلم پسرش برخورد كرد و عشقي پرشور شكل گرفت، اما به ذهن هيچيك از آن دو خطور نميكرد تقدير چه بازيهايي برايشان رقم زده است. و چه انتخاب دردناكي پيش رو دارند...
|