كيت كودك يتيمي است كه در يتيمخانهاي در ايرلند زندگي ميكند و استعداد نقاشي عجيبي دارد. او طي حوادثي متوجه ميشود كه فرزند نامشروع مريلين مونرو (هنرپيشه مشهور آمريكايي) و جان كندي رييسجمهور امريكا بوده و براي حفظ آبروي كندي مجبور شدهاند او را به يتيمخانه بسپارند.
پشت جلد
كيت دختري، بسيار زيبا و در عين حال لجوج و بيباك به شدت عاشق كشيشي جوان و خوشقيافه ميشود. كشيش سعي ميكند تسليم جاذبههاي جنسي كيت نشود، ولي عاقبت او در جدال ميان ايمان و شهوت به نقطه اوج خود رسيده و منتهي به رسوايي ميشود.
كيت براي رهايي از اين گرفتاري به شهر ديگري ميگريزد و تحت حمايت پيرمردي قرار مييگرد و در نتيجه تعليم، نقاش مشهوري ميشود و عاقبت عشق را به امنيت ميفروشد و با پيرمرد ازدواج ميكند.
ولي عشق او و كشيش سرانجام به رسوايي منتهي ميشود و ناگزير به جستجوي هويت حقيقي خود برميآيد. در اين ميان...
|