نجاتم بده نيكولاس اسپاركس

 

 
بازگشت به صفحه رمان
بازگشت به صفحه اصلي
نظرات و پيشنهادات
خريد آنلاين
 
نجاتم بده
 
نيكولاس اسپاركس
نفيسه معتكف
صفحه : 444

 

دنيس يك مادر تنها كه پسر چهار ساله‌اش مشكل تكلم دارد، پس از به دنيا آمدن فرزندش "كايل" به شهر مادري‌اش آمده و در كافه‌اي به عنوان پيشخدمت كار مي‌كند. داستان با طوفان مهيبي شروع مي‌شود و دنيس در بزرگراه با پسرش كايل در حال رانندگي است. اما او كنترل ماشينش را از دست مي‌دهد و تصادف مي‌كند. در اين زمان كايل ناپديد مي‌شود و تنها شانس او رسيدن به موقع تيلور يك آتش‌نشان داوطلب است. و اين آغاز آشنايي آن دو است. آنها به هم نزديك و نزديكتر مي‌شوند، اما تيلور ناگهان پا پس مي‌كشد. دليلي براي تغيير رفتارش وجود دارد، ولي او چيزي نمي‌گويد و دنيس مي‌خواهد واقعيت را بداند...
داستاني زيبا كه قادر است اشك و لبخند را همزمان بوجود آورد. اين كتاب در نيويورك تايمز در ليست پرفروشترين آثار قرار گرفته است.

پشت جلد
اين كتاب بازگوكننده عشق است... عشق جاودان انساني... وقتي تيلور مك آدن با سانحه‌اي مواجه مي‌شود با شهامتي وصف‌ناپذير زندگي خود را به مخاطره مي‌اندازد تا جان ديگران را نجات دهد. او شجاع است، اما نقصي بزرگ دارد: نمي‌تواند عاشق شود. در طول سال‌ها، زناني بي‌شمار راكه نيازمند كمك بوده‌اند، نجات داده است، ولي به‌محض اينكه پاي عشق به ميان مي‌آيد، خود را كنار مي‌كشد، ولي اين بار...
دنيس با پسر چهار ساله‌اش گرفتار طوفان و سانحه‌اي شديد مي‌شود. وقتي به هوش مي‌آيد، در مي‌يابد پسرش گم شده است. در خلال جستجو، دست تقدير او و تيلور را به هم مي‌رساند، اما
آيا مردي كه هميشه زندگي ديگران را نجات داده است، مي‌تواند اين بار زندگي خود را نجات دهد؟