شخصيت اصلي كتاب اشلي دختري درونگرا و پركار است. تاني شخصيت ديگر داستان پرانرژي است او ميتواند آواز بخواند. اليت دختري خجالتي و نقاشي خوب است. قتلهايي به يك شيوه اتفاق افتاده است.
اشلي تصور ميكند شخصي دنبالش است و به خانهاش وارد شده و روي آينه نوشته است "تو ميميري". او از پليس درخواست محافظت ميكند. روز بعد محافظش را كشته در خيابان مييابند. يك چيز مشترك در قتلها وجود دارد. چه كسي پشت اين قتلهاي سريالي است؟ آيا اشلي، تاني و اليت درگير اين ماجرايند؟
نويسنده در خلال ترس و رمز داستانش به مسائل و ناهنجاريهاي رواني نيز اشاره دارد، كه در آن اختلالات رواني باعث جنايت ميشود.
|