ليزا مك دوناف، بابت ناپديد شدن شوهرش آشفته است. او مشاور اينترنشنال اير است، كمك به آدمهايي كه شغلشان را از دست دادهاند و به دنبال شغل جديدي هستند. به تازگي اغلب مشتريانش ادعا ميكنند كه شركت غيرمنصفانه عمل ميكند و قضيه مشكوكي وجود دارد. آيا ناپديد شدن شوهرش ربطي به موضوع دارد؟ او تحقيق خود را شروع ميكند و زندگياش در خطر ميافتد... با خواندن داستان با اطلاعات زيادي كه نويسنده در اختيار ميگذارد همراه ميشويد. خواننده هميشه ميداند در ذهن ليزا چه ميگذرد و چرا او به آن فكر ميكند. ليزا عليرغم شخصيت قوي كه دارد بسيار احساساتي است. مظنونهاي زيادي در داستان وجود دارند كه يكي يكي پديدار ميشوند. به محض نزديك شدن او به حقيقت، شخصي به قتل ميرسد يا خانهاش به هم ميريزد. هر كسي كه در اطراف ليزان است قاتل به نظر ميآيد. يك معما كه البته غيرممكن است قبل از اتمام كتاب حدس بزنيد قاتل چه كسي است.
پشت جلد
دونا آندرز كه با نوشتن داستانهاي هيجانانگيز و دلهرهآور روانشناختي بسيار تمجيد شده است، اين بار زني جوان اهل سياتل را وارد هزار تويي وحشتناك ميكند. ليزا مك دوناف، مشاور اينترنشنال اير كه به صدها نفر براي يافتن شغل كمك كرده، از اندوه فقدان شوهرش كه يك سال قبل به گونهاي اسرارآميز ناپديد شده است، خود را بيش از پيش وقف كارش ميكند، كار تنها چيزي است كه برايش باقي مانده است. اكنون هم زندگياش در خطر است و هم شغلش، چرا كه با گوش دادن به درددل مراجعانش پي ميبرد ماجرايي مرموز در شركت در جريان است... |