آنا جاكوب زني جذاب كه در كارش نيز موفق است. او و همسرش ماكس منتظر تولد اولين فرزندشان هستند. با به دنيا آمدن دخترشان و پر شدن اوقات فراغت آنا، شوهرش از او فاصله ميگيرد و به دنبال لذتهاي شخصي خود است. آنا كه به خيانت ماركس پي ميبرد بايد تصميم مهمي بگيرد، ولي آيا او ميتواند به كسي اعتماد كند؟ چطور جان خود و فرزندش به خطر ميافتد؟ راه نجاتش چيست؟
ماريا بارت نويسنده كتاب، قدرت فوقالعاده و اعجابآوري را كه لازمه تأليف يك كتاب مهيج است در خود دارد. آدمهاي جذاب و جالبي كه در موقعيتهاي خطرناك گرفتار ميشوند و سعي ميكنند خواننده را تا آخر داستان به حدس زدن و پيشبيني كردن وادار سازند.
پشت جلد
آنا جاكوب، زني سي و دو ساله كه به عنوان شريك در شركت حقوقي محل كارش پذيرفته شده و به تازگي اولين فرزندش را به دنيا آورده است. قاعدتآ ميبايست از زندگي لذت ببرد. ولي خوشي و سعادت از او رويگردان است و زندگي فنا شدهاش با زندگي تازه وارداني پيوند ميخورد كه خود مأيوس و فنا شدهاند. بحران آغاز ميشود و در اين ميان، آنا به چه كسي ميتواند اعتماد كند؟ |